ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

شب یلدا92.9.30

1392/10/5 13:01
نویسنده : مامی فریبا
112 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جوجه گل مامانقلبقلبخوشملم امروز شب یلداس یعنی بلندترین شب سال و شبی که از ماه تولد تو که آذر ٩.٩.٩١باشه میگذریم و وارد ماه تولد من یعنی دی١٠.١٠.٦٩ میشیمماچ.امروز برنامه هم خونه ما بود و هم خونه مامان هادی و ما هم هرسال خونه جفتشون میریم و امسال قرار شد شیرینی سفره خونه هادی اینارو من بخرم من و تو هم س 4و 30 آماده شدیم و رفتیم دنبال خاله فریده تا باهم بریم شیرینی بخریم و بعدشم من باید میرفتم پاساژ میخواستم برات استخر بادی بخرم و خاله هم اونجا کار داشت وخلاصه تورو بردیم گذاشتیم خونه مامانم و رفتیم بیرون دنبال کارامون و شیرینی خلاصه تا س 7توخیابونا دنبال شیرینی میگشتیم بعد اومدیم وخونه و آمائه شدیم و رفتیم خونه مامانم اینا و تا س یربع 10 اونجا بودیم و بعدشم رفتیم خونه مامان بابایی و تا س 12 هم اونجا بودیم ولی خیلی خوش گذشت فقط جای دایی میثم خالی بود که رفته بود تهران. اینم عکساش

اینجا مامانم بهت انار داد اناره ترش بود قیافت اینجوری شد هاهاهاها

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نیلوفر
6 دی 92 11:06
ای جونممممممم مامان فریبای ناقلا چرا انار ترش میدی به سارینا. عزیزم چه ترش کرده
مامی فریبا
پاسخ
حقشه نیلوفر اگه بدونی چیکار میکردبجای 1دونه ی انار بهش یکاسه میدادی